اسلام و دموکراسی
محمد قطب
امروزه کار دموکراسی بدانجا رسیده که هر کسی، جرات مخالفت علنی و آشکار با آنرا ندارد چون بالفاصله برچسب توحّش خورده و در صف انسانهای متحجری قرار می گیرد که بویی از انسانیت نبردهاند و در زبالهدان تاریخ سیر می کنند، دموکراسی به شاخص سنجش متمدن و روشنفکر بودن انسانها تبدیل شده و هر اندازه که به این سیستم و معیارهای آن نزدیک باشید به همان اندازه از درک و شعور انسانی و منزلت و جایگاه اجتماعی برخوردارید، اما اگر صفحات کتابها را ورق زنید نیک خواهید یافت که اینگونه نیست و در طول تاریخ اندیشمندان بسیاری بودهاند که دست بر روی نقاط ضعف این سیستم گذاشتهاند
از دیرباز و از زمانی که مردم تصمیم به یکجا نشینی گرفتند به این فکر بودند که مسائل جامعه بدون نظم و نظام به پیش نمی رود و اگر سیستمی حکومتی و حاکمیتی در میان نباشد نمی توان به بقاء جامعه امیدی داشت، به همین سبب مشاهده می نماییم که در برهههای زمانی مختلف، سیستمهای متنوعی برای ادارهی جوامع بهکار رفتهاند و با توجه به مقتضای زمان خویش، نتایج و آثار گوناگونی خلق نمودهاند، در گذر زمان، مردم مشاهده نمودند که راس قدرت، از هر نوع امکاناتی برخوردار بوده و برای خود و به قیمت ظلمهای متعددی که بر مردم و توده می رفت، انواع اختیارات و آزادیها را به رسمیت شناخته است، به همین خاطر، اندیشمندان در پی استقرار نظامهایی حکومتی بودند که از ظلم و جور حاکمان کاسته و بر آزادی انسانها بیفزایند، نظریههای مختلفی تا به امروز مطرح شده و برخی از آنها در دنیای واقعی عملی گشته و برخی دیگر صرفا در اندرون کتابها و در جامهی خامههای خشک شده بر برگها به یادگار ماندهاند و قابلیت اجرایی شدن پیدا ننمودهاند، یکی از انواع سیستمهای حکومتداری که ریشه در یونان قدیم دارد و به مرور زمان به خود شاخ و برگ گرفته و سیر تکاملی خود را طی نموده همانا نظام دموکراسی است، این نظریه امروزه در بیشترِ این کرهی خاکی – حداقل از جنبهی تئوریک و ظاهری – و در اذهان بسیاری از مردم جا خوش کرده و آمال و آرزوی خیل عظیمی از انسانها گشته است، و گمان بسیاری بر آن است که با حاکم شدن دموکراسی بر جامعه، آرمان شهر موعود شکل می گیرد و مردم به غایتهای خود نائل می آیند، حامیان این سیستم حکومت- داری، حتی برای گسترش آن – البته به دنبال مطامع دیگری نیز هستند – دست به جنگهای مختلف زدهاند و هزاران انسان را به امید استقرار این نظام به خاک و خون کشیدهاند تا شاید در پرتو انوار روح بخشش!! امیدهای جدیدی در دل آنان جوانه زده و سر به فلک کشاند! امروزه کار دموکراسی بدانجا رسیده که هر کسی، جرات مخالفت علنی و آشکار با آنرا ندارد چون بالفاصله برچسب توحّش خورده و در صف انسانهای متحجری قرار می گیرد که بویی از انسانیت نبردهاند و در زبالهدان تاریخ سیر می کنند، دموکراسی به شاخص سنجش متمدن و روشنفکر بودن انسانها تبدیل شده و هر اندازه که به این سیستم و معیارهای آن نزدیک باشید به همان اندازه از درک و شعور انسانی و منزلت و جایگاه اجتماعی برخوردارید، اما اگر صفحات کتابها را ورق زنید نیک خواهید یافت که اینگونه نیست و در طول تاریخ اندیشمندان بسیاری بودهاند که دست بر روی نقاط ضعف این سیستم گذاشتهاند
Related Books
Author:
شیخ القرآن مولانا عبدالسلام عابد
این کتاب جایگاه صداقت و راستی را در اخلاق اسلامی بررسی میکند و نشان میدهد که صداقت تنها راستگویی در سخن نیست، بلکه نیت، رفتار، وعده، معاملات، روابط اجتماعی و مسئولیتهای انسان را نیز دربر میگیرد. مولانا عبدالسلام عابد صداقت را از پایههای اعتماد، عدالت، سلامت اخلاقی و استحکام روابط فردی و اجتماعی معرفی میکند.
Author:
شیخ القرآن مولانا عبدالسلام عابد
این کتاب به بررسی تفاوت میان اختلاف علمی و اجتهادی با تفرقه، تعصب و دشمنی دینی میپردازد. مولانا عبدالسلام عابد توضیح میدهد که تفاوت دیدگاه در مسائل اجتهادی میتواند طبیعی و حتی زمینهساز رشد علمی باشد، اما هنگامی که اختلاف با تعصب، قدرتطلبی، تکفیر و تحقیر دیگران همراه شود، به عاملی برای تضعیف وحدت و اخوت اسلامی تبدیل میگردد.
Author:
شیخ القرآن مولانا عبدالسلام عابد
«چرا حجاب سیاسی شد؟» نقدی علمی بر یک دیدگاه معاصر دربارۀ حجاب، فقه و رابطۀ دین با سیاست است. مولانا عبدالسلام عابد ضمن پذیرفتن ضرورت بازخوانی میراث فقهی و گفتوگوی علمی، تأکید میکند که نقد نیز باید بر بنیاد روش، سند و تفکیک دقیق میان نص شرعی، فهم فقهی، عرف، مصلحت و سیاست عمومی صورت گیرد.
Responses