جوان مسلمان؛ سازنده امروز و امید فردای جامعه

جوان مسلمان؛ سازنده امروز و امید فردای جامعه

جوانی، زیباترین و در عین حال حساس‌ترین مرحله زندگی انسان است؛ مرحله‌ای که از یک‌سو توان، انسان، خلاق و انگیزه فراوان دارد و از آن‌ها در انتخاب‌ها، تجربه‌ها و چالش‌های گوناگون قرار می‌گیرد. بسیاری از مسیرهای مهم زندگی در همین سال‌ها شکل می‌گیرند و شخصیت انسان تا حد زیادی در همین دوره ساخته می‌شود.

در نگاه اسلام، جوان تنها کسی نیست که سالهای جوانی را اسپری می‌کند. لیلی زنده، مسئول و اثرگذار در جامعه است. جوان مسلمان می‌تواند با ایمان، دانش، اخلاق و احساس مسئولیت، نه‌تنها سرنوشت خود، بلکه مسیر خانواده و جامعه خویش را نیز تغییر دهد.

جامعه‌ای که جوانان هدفمند، باایمان، دانش‌دوست و مسئولیت پذیر هستند، از آینده‌ای روشن خواهند بود. و جامعه‌ای که جوانانش گرفتار بی‌هدفی، نامیدی، افراط، تقلید کورکورانه و بی‌تفاوتی می‌شوند، بخش مهمی از سرمایه آینده خود را از دست خواهد داد.

جوانی فرصت طلایی که بازنمی‌گردد

جوانی سرمایه‌ای است که هر روز بخشی از آن مصرف می‌شود. انسان ممکن است از فرصت‌های دست‌رفته را در آینده جبران کند، اما فرصت جوانی به همان شکل بازنمی‌گردد.

به همین دلیل، اسلام نسبت به دوران جوانی توجه ویژه‌ای دارد. در حدیثی از پیامبر اکرم ﷺ آمده است که انسان در روز قیامت درباره عمر خود و به طور خاص درباره جوانی‌اش مورد پرسش قرار می‌گیرد که آن را در چه راهی سپری کرده است.

این نگاه، جوان را متوجه یک حقیقت مهم می‌کند: جوانی فقط برای بردن نیست. برای ساختن است.

ساختن شخصیت، ساختن دانش، ساختن خانواده، ساختن آینده و در حد توان، ساختن جامعه.

جوان عاقل نباید تمام توان خود را صرف سرگرمی‌هایی کند که پس از پایانشان چیزی جز اتلاف وقت باقی نمی‌ماند. تفریح ​​در جای خود لازم است، اما زندگی جوان نباید به تفریح ​​تبدیل شود.

ایمان؛ ستون شخصیت جوان مسلمان

اولین سرمایه جوان مسلمان، ایمان است. ایمان تنها مجموعه‌ای از باورهای ذهنی نیست؛ اما باید در رفتار، اخلاق، انتخاب ها و روابط انسان دیده شود.

جوان مؤمن کسی است که در خلوت و جمع آوری، میان باور و رفتار خود را بسیار زیاد ایجاد نمی‌کند. راستگویی را تنها زمانی انتخاب نمی‌کند که به سود او باشد. امانت‌داری را تنها در برابر افراد مهم رعایت نمی‌کند و احترام را تنها برای کسانی که از آنها منفعتی می‌گیرند، به کار نمی‌برند.

ایمان واقعی باید انسان را به مسئولیت پذیری، پاکی، عدالت، مهربانی و خدمت نزدیک کند.

جوان مسلمان اگر رابطه خود را با خداوند اصلاح کند، بسیاری از انتخاب‌های زندگی‌اش نیز جهت پیدا می‌کند؛ زیرا کسی که هدف زندگی را می‌شناسد، در برابر هر موجی از جامعه خود را نمی‌بازد.

علم؛ بال دوم پرواز جوان مسلمان

جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به جوانان دانشمند نیاز دارد. ایمان بدون آگاهی ممکن است انسان را در برابر شبهات آسیب‌پذیر کند و دانش بدون اخلاق نیز می‌تواند در خدمت اهداف نادرست قرار گیرد.

ازاین‌رو، جوان مسلمان باید هم اهل ایمان باشد و هم اهل دانش.

مطالعه، تحقیق، یادگیری مهارت‌های جدید، آشنایی با علوم روز و شناخت درست میراث اسلامی، از وظایف مهم نسل جوان است.

جوان مسلمان نباید تصور کند که دینداری با دانش و پیشرفت علمی ناسازگار است. تاریخ تمدن اسلامی نشان می‌دهد که در دوره‌های مختلف، مسلمانان در علوم گوناگون نقش داشته‌اند و دانش را بخشی از تمدن‌سازی می‌دانسته‌اند.

امروز نیز جامعه اسلامی به جوانانی نیاز دارد که در پزشکی، مهندسی، اقتصاد، حقوق، علوم سیاسی، فناوری، آموزش، رسانه و علوم اسلامی متخصص باشند.

مسلمان بودن و متخصص بودن، دو مسیر متضاد نیستند؛ بلکه می‌توانند یکدیگر را کامل کنند.

اخلاق؛ چیزی که جوان را بزرگ می‌کند

ممکن است جوانی دانش فراوان داشته باشد، اما اگر اخلاق نداشته باشد، دانش او الزاماً به خیر جامعه منجر نمی‌شود.

توانایی بدون اخلاق می‌تواند به ابزار سوءاستفاده تبدیل شود.

جوان مسلمان باید در کنار تحصیل و مهارت، روی شخصیت خود نیز کار کند: راستگویی، امانت‌داری، تواضع، صبر، وفاداری، احترام به دیگران، کنترل خشم و رعایت حقوق مردم.

گاهی جامعه بیش از یک سخنران بزرگ، به یک جوان صادق نیاز دارد؛ بیش از یک مدعی اصلاح، به انسانی امانت‌دار نیاز دارد؛ و بیش از شعارهای زیبا، به جوانی نیاز دارد که مسئولیتی را بر عهده بگیرد و آن را درست انجام دهد.

جوان و خانواده؛ اصلاح جامعه از خانه آغاز می‌شود

نقش اجتماعی جوان از خانه آغاز می‌شود.

گاهی جوان درباره اصلاح جامعه سخنان زیادی می‌گوید، اما با پدر و مادر خود با خشونت رفتار می‌کند، مسئولیت‌های خانوادگی را نمی‌پذیرد یا نسبت به خواهر و برادر خود بی‌احترام است.

این تناقض باید اصلاح شود.

جامعه از خانواده‌ها ساخته می‌شود و خانواده نیز با رفتار اعضای خود شکل می‌گیرد. بنابراین جوانی که می‌خواهد جامعه را اصلاح کند، باید از خود و خانواده خویش آغاز کند.

احترام به والدین، همکاری در امور خانه، حمایت از اعضای خانواده و ایجاد فضای آرام در خانه، کارهای کوچکی به نظر می‌رسند؛ اما همین رفتارهای کوچک، پایه‌های یک جامعه سالم را می‌سازند.

جوان؛ نه تماشاگر، بلکه بازیگر جامعه

یکی از مشکلات جوامع، وجود انسان‌هایی است که همواره منتظرند دیگران کاری انجام دهند.

جوان مسلمان نباید تماشاگر مشکلات جامعه باشد.

اگر در محله‌ای کودکی از آموزش محروم است، می‌توان برای او کتاب تهیه کرد. اگر جوانی گرفتار ناامیدی است، می‌توان با او گفت‌وگو کرد. اگر محیطی از آلودگی رنج می‌برد، می‌توان برای پاک‌سازی آن اقدام کرد. اگر مردم به آگاهی نیاز دارند، می‌توان مطالعه کرد و آموخته‌ها را در اختیار دیگران قرار داد.

خدمت اجتماعی همیشه به پروژه‌های بزرگ نیاز ندارد.

گاهی یک رفتار درست، یک کتاب، یک ساعت آموزش، یک مشورت خیرخواهانه یا حتی یک لبخند محترمانه می‌تواند تأثیر بزرگی بر زندگی دیگری بگذارد.

فضای مجازی؛ فرصت یا دام؟

جوان امروز با جهانی روبه‌رو است که نسل‌های گذشته چنین دسترسی‌ای به آن نداشتند. تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ابزار دانش، ارتباط و رشد باشند؛ اما اگر بدون مدیریت استفاده شوند، می‌توانند زمان، تمرکز و حتی آرامش انسان را از بین ببرند.

مشکل اصلی همیشه خود فناوری نیست؛ بلکه نحوه استفاده از آن است.

جوان مسلمان باید از خود بپرسد:

من در فضای مجازی چه چیزی مصرف می‌کنم؟

چه چیزی تولید می‌کنم؟

چه چیزی به دیگران منتقل می‌کنم؟

آیا حضور من در فضای مجازی چیزی بر دانش و اخلاق جامعه می‌افزاید یا فقط زمان خود و دیگران را مصرف می‌کنم؟

جوان می‌تواند از رسانه برای آموزش، دعوت به خیر، معرفی کتاب، تولید محتوای علمی، ارتباط با اهل دانش و گسترش فرهنگ درست استفاده کند.

به جای اینکه همیشه مصرف‌کننده محتوا باشیم، باید به فکر تولید محتوای مفید نیز باشیم.

جوان مسلمان و مسئولیت در برابر مشکلات جامعه

هیچ جامعه‌ای بدون مشکل نیست. فقر، بیکاری، ضعف آموزشی، اختلافات اجتماعی، آسیب‌های اخلاقی، مهاجرت، مشکلات اقتصادی و ده‌ها مسئله دیگر ممکن است جامعه را با چالش مواجه کند.

جوان مسلمان نباید در برابر این مشکلات فقط شکایت کند.

البته همه مشکلات در اختیار یک فرد نیست و جوان به تنهایی نمی‌تواند همه مسائل جامعه را حل کند؛ اما هر انسان می‌تواند در محدوده توان خود سهمی داشته باشد.

اگر نمی‌توانی یک مدرسه بسازی، می‌توانی یک کودک را آموزش دهی.

اگر نمی‌توانی مشکل اقتصادی یک شهر را حل کنی، می‌توانی به یک نیازمند کمک کنی.

اگر نمی‌توانی همه اختلافات جامعه را پایان دهی، می‌توانی خودت اهل خشونت و دشمنی نباشی.

اگر نمی‌توانی جهان را تغییر دهی، می‌توانی از تغییر خودت آغاز کنی.

کار و تلاش؛ عزت جوان مسلمان

جوان مسلمان نباید منتظر باشد که همه امکانات زندگی به‌صورت آماده در اختیارش قرار گیرد.

کار، مهارت‌آموزی و تلاش برای کسب روزی حلال، بخشی از مسئولیت انسان است.

جامعه‌ای که جوانان آن اهل کار، تولید، ابتکار و مهارت باشند، ظرفیت بیشتری برای پیشرفت خواهد داشت.

بنابراین جوان باید به جای گرفتار شدن در فرهنگ انتظار، برای یادگیری یک حرفه، ایجاد یک کسب‌وکار، توسعه مهارت یا یافتن راه‌های مشروع درآمد تلاش کند.

حتی اگر آغاز راه کوچک باشد، مهم این است که حرکت آغاز شود.

بسیاری از موفقیت‌های بزرگ، از یک قدم کوچک اما مستمر آغاز شده‌اند.

جوان و وحدت اجتماعی

جوان مسلمان نباید وسیله اختلاف و دشمنی در جامعه شود.

اختلاف نظر در مسائل مختلف طبیعی است؛ اما اختلاف نظر نباید به نفرت، تحقیر، تهمت و دشمنی تبدیل شود.

جوان آگاه می‌آموزد که می‌توان با دیگری اختلاف نظر داشت، اما حرمت او را حفظ کرد.

جامعه برای پیشرفت به گفت‌وگو نیاز دارد، نه به فریاد؛ به دانش نیاز دارد، نه به شایعه؛ به همکاری نیاز دارد، نه به دشمن‌سازی.

جوان می‌تواند حلقه‌ای برای پیوند میان نسل‌ها باشد؛ از تجربه بزرگان استفاده کند و در عین حال با دانش و زبان نسل جدید، راه‌های تازه‌ای برای حل مسائل پیشنهاد دهد.

شجاعت؛ نه بی‌پروایی

جوانی با شجاعت همراه است، اما شجاعت با بی‌پروایی تفاوت دارد.

شجاعت یعنی انسان در برابر نادرستی سکوت نکند، اما برای اصلاح آن نیز از عقل، اخلاق و روش درست استفاده کند.

جوان شجاع کسی نیست که هر سخنی را با صدای بلند بیان کند؛ بلکه کسی است که بتواند در برابر فشار دوستان، مد، شهرت، فضای مجازی و خواسته‌های لحظه‌ای، انتخاب درست خود را حفظ کند.

گاهی بزرگ‌ترین شجاعت، «نه» گفتن است. نه گفتن به گناه، نه گفتن به گناه، نه گفتن به فساد، نه گفتن به تحقیر دیگران و نه گفتن به هدر دادن عمر.

الگوی جوان مسلمان؛ از تاریخ تا امروز

در تاریخ اسلام نمونه‌های فراوانی از جوانان دیده می‌شود که در سنین جوانی مسئولیت‌های مهمانی پذیرفتند و در جامعه اثرگذار شدند.

مصعب بن عمیر رضی‌الله‌عنه نمونه‌هایی از جوانی است که از زندگی مرفه خود گذشت و در مسیر دعوت و مسئولیت اجتماعی قرار گرفت. اسامه بن زید رضی‌الله‌عنه نیز در سن جوانی مسئول مهمی برای گرفتن است.

هدف از یادآوری چنین نمونه‌هایی نیست که جوان امروز دقیقاً همان شرایط تاریخی را تکرار کند. اما پیام مهم آن‌ها این است که جوانی با مسئولیت پذیری و تأثیرگذاری اجتماعی ناسازگار نیست.

جوان می‌تواند در هر زمان و مکان، متناسب با شرایط عصر خود، مشارکتی در خیر و اصلاح جامعه داشته باشد.

جوان مسلمان و ساختن آینده

آینده جامعه از امروز جوانان ساخته می‌شود.

اگر جوان امروز اهل مطالعه باشد، جامعه فردا دانشمند خواهد بود.

اگر اهل اخلاق باشد، جامعه فردا سالم تر خواهد بود.

اگر اهل کار باشد، جامعه فردا تولیدکننده خواهد بود.

اگر اهل گفت‌وگو باشد، جامعه فردا آرام‌تر خواهد بود.

اگر اهل مسئولیت باشد، جامعه فردا منظم خواهد بود.

و اگر اهل ایمان و معنویت باشد، پیشرفت مادی جامعه می‌تواند با معنا و اخلاق همراه شود.

ازاین‌رو، مسئله‌ی جوان تنها درباره خانواده یا وزارتخانه‌های خاص نیست؛ بلکه موضوع کل جامعه است.

سخن پایانی جوانی را دست کم نگیر

جوان عزیز!

تو شاید هنوز امکانات زیادی داشته باشه باشی. اما سرمایه‌های داری که اگر درست از آن استفاده شود، می‌توان از آن‌ها برای جبران کند: زمان، انرژی، استعداد و فرصت استفاده کرد.

منتظر باشید که روزی همه شرایط کامل شود و سپس زندگی را آغاز کنید.

از همین امروز شروع کن.

یک کتاب بخوان.

یک مهارت درس خواندن.

یک عادت بد را ترک کن.

یک رابطه نادرست را اصلاح کن.

به پدر و مادرت محبت کن.

به یک انسان نیازمند کمک کن.

دانش را با دیگران شریک ساز.

از وقتت بهتر استفاده کن.

و از همه مهمتر، رابطه خود را با خداوند تقویت کن.

جامعه برای تغییر، همیشه به انسانهای مشهور نیاز ندارد؛ گاهی به جوانانی نیاز دارد که بی‌سروصدا درست زندگی کند، کار کند، درست کند و در هر جایی که باشد، منشأ خیر باشد.

جوان مسلمان اگر خود را بسازد، خانواده را تقویت می کند؛ اگر خانواده را تقویت کند، جامعه را نیرومند می‌سازد. و جامعه‌ای که جوانان مسئول و اخلاق‌مدار داشته باشند، می‌توانند آینده خود را با امید بیشتری بسازند.

پس جوانی را دست کم نگیر؛
شاید مهم‌ترین فصل زندگی در همین روزهایی باشد که امروز ساده از کنارشان می‌گذری.

Related Articles

ضرورت وحدت و انسجام امت اسلامی از دیدگاه علامه اقبال

مقالۀ علمی تحقیقی سرمحقق محمدکبیر(مشفق) 18/5/1402کابل افغانستان ضرورت وحدت و انسجام امت اسلامی از دیدگاه علامه اقبال الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ  وَالعَاقِبَةُ لِلمُتَّقِینَ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ…

پاسخ ها

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *