درسهایی از داستان حضرت ابراهیم علیه السلام
درسهایی از داستان حضرت ابراهیم علیه السلام
Tأَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُم لَا یُفتَنُونَ وَ لَقَد فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبلِهِم فَلَیَعلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعلَمَنَّ الکَاذِبِینَ أَم حَسِبَ الَّذِینَ یَعمَلُونَ السَّیِّئَاتِ أَن یَسبَقُونَا سَآءَ مَا یَحکُمُونَS [عنکبوت: 2ـ 5]
ترجمه: آیا مردم می پندارند همین که گفتند: «ایمان آوردیم» رها می گردند و آزمایش نمی شوند؟
به راستی کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمودیم، و به طور قطع الله، راستگویان و دروغگویان را مشخص می کند. آیا آنان که مرتکب بدی می شوند، می پندارند از ما پیشی می گیرند؟ چه بد داوری می کنند.
نام مبارک حضرت ابراهیمH در بیست و پنج سوره قرآن، حد اقل شصت و نه بار تکرار شده است.
راجع به این پیامبر و حالات گوناگون او از کودکی تا شیخوخیت قریب صد و نود و پنج آیه و نیز سوره ای مستقل به نام او در قرآن وجود دارد.
ابراهیم علیه السلام نزد پیروان ادیان سه گانه یهود و مسیحیت و اسلام دارای جایگاهی والاست. سراسر زندگی آن حضرت علیه السلام کوشش و فداکاری در راه پروردگار خود بود. و وی از جنبه اخلاص و فداکاری در راه عشق به خدا، الگویی زنده برای همه آیندگان است، چنانکه جایگاه والا و برجسته آن حضرت علیه السلام، نهفته در مقام ابوالانبیایی وی بود، دین مبین اسلام همان دین ابراهیم ملقب گردیده است.
در حقیقت در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام برای ما درسهایی بیشمار نفته است و در این داستان مسیری نفته است که می بایست هر انسان آن را دنبال کند.
مهمترین قضیه ای که در داستان ابراهیم خلیل علیه السلام به چشم می خورد قضیه اطاعت مطلق از دین خداست.
داستان ابراهیم خلیل علیه السلام این پیام را به ما می دهد که می زیبد برای مسلمان که بدون قید و شرط به اوامر خدا تسلیم شده و گردن نهد. حال فرقی ندارد که این اوامر بر او سنگین است یا سبک و یا به طبیعت او سازگار هست یا نیست.
پروردگار ما به ما این گونه تعبیر می کند که:
Tوَ مَا کَانَ لِمُؤمِنٍ وَ لَا مُؤمِنَةٍ إِذَا قَضَی اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمراً أَن یَکُونَ لَهُمُ الخِیَرَةُ مِن أَمرِهِم وَ مَن یَعصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَد ضَلَّ ضَلَالاً مُّبِینًاS [احزاب: 36]
ترجمه: سزاوار و مناسب هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که چون الله و پیامبرش به کاری حکم دهند، برای آنها در کارشان اختیاری باشد، و هر کس از الله و پیامبرش نافرمانی کند، دچار گمراهی آشکاری شده است.
امکان ندارد که در قلب مؤمن چیزی پیدا گردد که در مقابل حکم خدا و رسول یک تعبیر از جانب خود اعمال کنم پس باید بدون چون و چرا نافذ گردد.
متاسفانه گروهی در میان آمده و می گویند که باید شریعت خدا در روشنی عقل تعبیر بگیرد. و ما بر این باور هستیم که هر گز چنین نیست بلکه باید شریعت خدا تطبیق شود و عقل وظیفه اش این است که زمینه تطبیق شریعت الهی را باید فراهم سازد.
در تطبیق حکم خدا عقل محلی از اعراب ندارد چرا که عقل پایین تر از این است که بر شریعت سایه بیندازد.
در واقع عقل گاهی زیر پوشش شهوات و… قرار گرفته و مختل می گردد.
بناء شایسته است که مسلمان بدون کدام چون و چرا به احکام خداوند و پیامبر گردن بنهد.
اگر انسان بدون این که از سوی خود تعبیری بیاورد و در اوامر خداوند بدون اینکه چون و چرایی ایجاد نماید، آنها را عملی سازد نتیجه اش این می شود که کل حیات و زندگی ما به عبادت تبدیل می گردد.
هر قدم ما برای تقرب به درگاه خداوند تبارک و تعالی می گردد.
همه اوامر خداوند تبارک و تعالی برای شایسته زندگی کردن بشر صادر شده است و اعمال تمامی اوامر خداوند برای ما عبادت به شمار می رود و چه زیباست که عبادت ما بر اساس فرموده های خداوند تبارک و تعالی باشد.
عبادت چیست؟
خداوند تبارک و تعالی در هدف خلقت انسان چه زیبا می فرماید:
«وَ مَا خَلَقتُ الجِنَّ وَ الإِنسَ إِلَّا لِیَعبُدُونِ» [ذاریات: 56]
ترجمه: و انسان ها و جن ها را تنها برای این آفریدم که مرا عبادت و پرستش کنند.
در تعریف ساده عبادت باید گفت که عبادت یعنی در چارچوب اوامر خداوند تبارک و تعالی زندگی کردن.
وقتی انسان در مدار اوامر خداوند تبارک و تعالی تمامی وقت خود را صرف نماید و زندگی خود را بر اساس اوامر و فرموده های خداوند تبارک وتعالی تنظیم نماید، همه زندگی اش شامل عبادت می گردد، چرا که انجام اوامر خداوند تبارک و تعالی خود عبادت و بر ترین روش پرستش است.
پس هرگاه ما در روشنی شریعت الهی زندگی خود را به پیش ببریم پروردگار عظیم در دل و قلب ما خوشی و سعادت را می آورد.
خداوند تبارک و تعالی چه زیبا می فرماید:
«مَن عَمِلَ صَالِحاً مِّن ذَکَرٍ أَو أُنثَی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجزِیَنَّهُم أَجرَهُم بِأَحسَنِ مَا کَانُوا یَعمَلُونَ» [نحل: 97]
ترجمه: به هر مومن نیکوکاری اعم از مرد و زن زندگی نیک و پاکیزه ای می بخشیم و به آنان مطابق بهترین کردارشان پاداش می دهیم.
پس اطاعت بدون قید و شرط از شریعت الهی سبب زندگی پاکیزه نصیب انسان می شود، هرکسی با شایستگی خوی گرفته باشد خود را بر اساس پیاده سازی اوامر خداوند عیار می سازد.
و این صفت از انسان می طلبد که صفتی دیگر نیز در خود داشته باشد که آن عبارت از صبر است.
در حقیقت انسان صبور می توان بدون کدام قید و شرطی تمامی اوامر خداوند تبارک و تعالی را پذیرفته و زندگی خود را سراسر عبادت بگرداند که فرجامش خوشی و سعادت گردد.
پس در واقع داستان حضرت ابراهیم برای ما همین نکته را باز گو می کند که اطاعت بدون قید و شرط لازم زندگی سعادتمند است.
به قدری ابراهیم علیه السلام به حکم خداوند تسلیم است که در آتش است و ملائکه می آید تا او را از این مهلکه نجات داده و به جای دیگری انتقالش دهد. با کمال اطمینان می گوید که به الله علیم و خبیر باور دارم و می دانم که می داند من در چه حالی هستم پس بگذارید که او چه تصمیمی می گیرد و با من چه برنامه ای دارد و فرمان او هرچه باشد پذیرفتنی است.
خداوند تبارک و تعالی برای ابراهیم علیه السلام دستور می دهد که فرزند و خانمت را در سرزمینی رها ساز که هیچ چیز در آن نیست و خودت هم کنارشان نباش و تنها رهایشان کن.
ابراهیم علیه السلام به عقل بشرانه خود رجوع نکرده و نمی پندارد که چگونه این خانم و این فرزند کوچک و بی دفاع را در این سرزمینی که هیچ کس در آن دیار نیست و امکانات رهایش هیچ فراهم نیست که حتا آب برای آشامیدن نیز موجود نمی باشد، رها کند.
بلکه بدون کدام قید و تحلیلی قدم برداشته و به حکم خداوند تبارک و تعالی سر تسلیم فرود می آورد.
خداوند تبارک و تعالی می فرماید:
«وَإِذ ابتَلَی إِبرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لَا یَنَالُ عَهدِی الظَّالِمِینَ» [بقره: 124]
ترجمه: و زمانی (را به یاد آورید) که پروردگار ابراهیم، او را به چند صورت آزمایش کرد و او، از عهده ی این آزمایش برآمد. (الله) فرمود: من تو را پیشوای مردم قرار می دهم. گفت: و از فرزندانم (نیز کسانی را پیشوا قرار بده) فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی رسد.
ابراهیم علیه السلام برای مردم بعد از خود امام قرار گرفته است تا بسان مشعل راه در زندگی از او الگو برداری گردد که بهترین راه و الگو برداری در این است.
در حقیقت این را اطاعت می گویند که تمامی داشته و زندگی خود را انسان بر اساس یک فرمان رها ساخته و از تمامی داشته های خود چشم بپوشی.
خداوند تبارک و تعالی به محض این که برای ابراهیم علیه السلام دستور سفر می دهد، اطاعت می شود و در این اطاعت هرگز چشم پوشی و اغماضی صورت نگرفته است و با کمال اطمینان و با دل قدم ها برداشته شده است و این همان اطاعتی است که خداوند تبارک و تعالی از انسان خواهان است.
فرجام اطاعت بدون چون و چرا برای خانواده حضرت ابراهیم علیه السلام
خانواده حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی متوجه می شوند که این دستور خداوند تبارک و تعالی است که می بایست حضرت ابراهیم علیه السلام آنها را رها ساخته و به سفر برود، سر تسلیم فرود آورده و با یقین باور مند هستند که خداوند تبارک و تعالی آن ها را ضایع نخواهد کرد.
با کمال اطمینان از ابراهیم خلیل جدا شده و با خاطری آسوده منتظر حکم و فیصله خداوند تبارک و تعالی هستند.
با گذشت لحظاتی تشنگی بر آنها چیره می شود مادر برای یافتن جرعه آبی این طرف و آن طرف را مشاهده می کند و در جستجوی آبی برای خود و فرزند نوزاد خود می شود.
خداوند تبارک و تعالی برای این انسان های مطیع رحمت خود را به جوش آورده و آب را که مایه حیات بشر و مخلوقات است فراهم می سازد.
مادر وقتی باز می گردد که فرزند را در آغوش بگیرد می بیند که برکات و رحمات خداوند تبارک و تعالی خانواده و فرزندش را در پوشش خود قرار داده و آب در کنارش جریان دارد.
تصور این لحظات بسیار شیرین و دل پذیر است، آب جاری گشته است و فرزند در حال لذت بردن از فضای آکنده از رحمت خداوند تبارک و تعالی می باشد.
مادر با مشاهده این صحنه به خود می آید و می داند و مطمئن تر از قبل می گردد که خداوند تبارک و تعالی هرگز بندگان مطیع و فرمانبردار خود را فراموش نکرده و بهترین اسباب و امکانات زندگی را برایشان فراهم خواهد نمود.
قلب مادر مالامال از یقین گشته و فرزند خود را در آغوش می گیرد، با گذشتن هر لحظه اطمینان بیشتری بر آنها حاکم می گردد.
صحرایی خشک و بی آب و علف دیگر برای شان قابل پذیرش گشته است و همواره امیدوار تراز لحظه قبل به آینده خود می نگردند.
این همه لذت و رحمت باعثش آن اعتقاد و اطاعت بدون قید و شرط است که ثمرش اطمینان خاطر و فراهم آمدن اسباب معیشتی می گردد.
از برکت صبر و اطاعت آن خانوده است که تا امروزه ما به عنوان بهترین آب، از آب زمزم استفاده می کنیم.
امتحان پی امتحان
ایام می گذرد و حضرت ابراهیم علیه السلام به دعوتگری پرداخته و از سوی دیگر فرزند دل بندش که بسیار با او محبت و انس دارد روز به روز بزرگ شده و تنومند می گردد.
حضرت اسماعیل علیه السلام نوجوانی رشید گشته است و حضرت ابراهیم خلیل الله علیه السلام وقتی به طرفش می بیند، تمامی خستگی هایش بر طرف شده و از مشاهده او لذت می برد.
فرزندی که برای داشتن او سال ها به درگاه خداوند تبارک و تعالی دعا نموده و او را از خداوند خواسته است.
فرزندی که همه امیدش به ادامه راه دعوت به اوست.
فرزندی که ابراهیم علیه السلام با مشاهده کردن او، تمام غم و خستگی اش فراموش می شود و امید دارد که در پیری عصای دستش شود و بتواند در کنار او بهترین زندگی را تجربه کند.
فرزندی که او را در صحرایی بدون آب و علف رها کرده بود، حال بعد از مدتها نوجوان گشته و در اطراف پدر در حال گشت و گذار است.
فرزندی که بهترین تحفه خداوند برایش است.
خداوند تبارک و تعالی برای خلیل و دوست خود ندا می دهد که حال که تو در پیری رسیدی و فرزندت نوجوان و تنومند گشته است را برای من قربان کن.
چون حضرت ابراهیم علیه السلام چیزی جز اطاعت از اوامر خداوند در قاموس زندگی اش نیست به نزد فرزندش می رود و می گوید:
«فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعیَ قَالَ یَابُنَیَّ إِنِّی أَرَی فِی المَنَامِ أَنِّی أذبَحُکَ فَانظُر مَاذَا تَرَی قَالَ یَاأَبَتِ افعَل مَا تُؤمَرُ سَتَجِدُنِی إِن شَآءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِینَ» [صافات: 102]
ترجمه: و چون فرزندش به سنی رسید که هم پای وی راه می رفت گفت: ای پسر عزیزم! من در خواب می بینم که تو را ذبح می کنم؛ بنگر نظرت چیست پاسخ داد: ای پدر جان! آنچه فرمان یافته ای به انجام راسان؛ ان شاء الله مرا از صابران خواهی یافت.
فرزند نیز بسان پدر بدون تحلیل و چون و چرا اطاعت نموده و پدر را در اطاعت همراهی نموده و کار پدر را راحت می کند و خاطر پدر آسوده می گردد از یک سو بخاطر پیاده سازی امر خداوند تبارک و تعالی و از سوی دیگر خاطرش به پاس تربیتی که فرزندش یافته است آسوده می گردد.
فرزندی که در خانه نبوت تربیت یافته باشد، همین می گردد برآیند آن، که به محض اینکه بدان این دستور خداوند تبارک و تعالی است سر تسلیم فرود آورده و خود را به قربان گاه دستور خداوند تبارک و تعالی ببرد.
هنگامی که اطاعت و شکیبایی بیاد خداوند تبارک و تعالی رحمت و شفقت را به دنبال آن خواهد آورد.
وقتی انسان از دستور خداوند بدون در نظر گرفتن عقل و منطق بشرانه خود اطاعت کند و در مرحله اجرای حکم تحلیل و تجزیه را کنار بگذارد خداوند تبارک و تعالی برای چنین بشری رحمت فرستاده و او را مورد مرحمت و لطف خود قرار می دهد.
خداوند تبارک و تعالی در ادامه اطاعت و فرمانبرداری ابراهیم و فرزندش در قضه قربانی شدن می فرماید:
«فَلَمَّا أَسلَمَا وَ تَلَّهُ لِلجبِینِ وَ نَادَینَاهُ أَن یَا إبرَاهِیمُ قَد صَدَّقتَ الرُّءیَا إِنَّا کَذَلِکَ نَجزِی المُحسِنِینَ إِنَّ هَذَا لَهُوَ البَلاؤُ المُبِینُ و فَدَینَاهُ بِذِبحٍ عَظِیمٍ وَ تَرَکنَا عَلَیهِ فِی الآخِرِینَ سَلاَمٌ عَلَی إِبرَاهِیمَ کَذَلِکَ نَجزِی المُحسِنِینَ إِنَّهُ مِن عِبَادِنَا المُؤمِنِینَ» [صافات: 103ـ 111]
ترجمه:و چون ابراهیم و اسماعیل تسلیم شدند و ابراهیم او را بر پیشانی بر زمین نهاد، ندایش دادیم که ای ابراهیم! خوابت را به حقیقت رساندی، به راستی که نیکوکاران را این گونه پاداش می دهیم. همانان این، آزمایش آشکاری بود، و قربانی بزرگی بلاگردان اسماعیل گرداندیم و برای ابراهیم نام نیکویی در میان آیندگان برجای نهادیم، و آن، درود و سلامی بر ابراهیم است، و بدین سان به نیکوکاران پاداش می دهیم بی گمان او از بندگان با ایمان ما بود.
در واقع حضرت ابراهیم علیه السلام نمونه اطاعت و نمونه بارز قبول فرمان الهی برای بشریت است که می بایست از او الگو گرفته و تاسی بجویند و در فرمانبرداری از رب العالمین به داستان و زندگی ابراهیم بار بار مراجعه نمایند.
در ورای تسلمی به دستورات خداوند تبارک و تعالی خیر و برکت و فتح نهفته است.
زندگی یک نسل و یک هویت در ورای اطاعت از خداوند است.
پس به مسلمان شایسته است که بدون قید و شرط به حکم خدا تسلیم باشد و این را باید بدانیم که بدون صبر انجام این دستور مشکل و گاهی ناممکن است.
پس هر عمل مشروع و تایید شده الهی از ما صبر را می خواهد چرا که بدون مشقت نمی شود.
وقتی این دو قدم را برداشتیم به قدم سوم می رسیم که آن قدم گشایش می باشد و بعد از آن به زندگی آسوده خواهیم رسید.
همگانی بودن امتحان الهی
در حقیقت یکی از محوری ترین مباحث قرآنی، بحث ابتلا و امتحان در قرآن است که اطلاع و آگاهی از معنا و فلسفه آن و راه های برون رفت از آن، تاثیر غیر قابل انکاری در سعادت بشر دارد.
از آن جایی که آزمایش یک سنت همگانی الهی است و تاثیر بسزایی در سعادت و شقاوت و پاداش و کیفر انسان ها دارد، لازم است که زوایای این بحث از نظر قرآن بررسی شود تا همه انسان ها از حقیقت آزمایش آگاه و با راه های صحیح برون رفت از آزمایش الهی آشنا گردند. با دقت در آیات کریمه، واژه هایی که در قرآن کریم معادل آزمایش و امتحان استعمال شده است، عبارتند از: بَلاء، فتنه و امتحان. از میان این سه واژه، بیشترین استعمال مربوط به واژه فتنه با مشتقاتش می باشد و کمترین آن مربوط به واژه امتحان است که حد اکثر 3 مورد در قرآن استعمال شده است.
بعضی از آیات دلیل بر این مطلب است که عبارتند از:
1ـ «أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُترَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُم لَا یُفتَنُونَ وَ لَقَد فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبلِهِم فَلَیَعلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعلَمَنَّ الکَاذِبِینَ أَم حَسِبَ الَّذِینَ یَعمَلُونَ السَّیِّئَاتِ أَن یَسبَقُونَا سَآءَ مَا یَحکُمُونَ» [عنکبوت: 2ـ 5]
ترجمه: آیا مردم می پندارند همین که گفتند: «ایمان آوردیم» رها می گردند و آزمایش نمی شوند؟
به راستی کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمودیم، و به طور قطع الله، راستگویان و دروغگویان را مشخص می کند. آیا آنان که مرتکب بدی می شوند، می پندارند از ما پیشی می گیرند؟ چه بد داوری می کنند.
2ـ «إِنَّا خَلَقنَا الإِنسَانَ مِن نُطفَةٍ أَمشَاجٍ نَبتَلِیهِ» [انسان: 2]
ترجمه: ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را می آزماییم.
3ـ «الَّذِی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیَاةَ لِیَبلُوَکُم» [ملک: 2]
ترجمه: آن کسی که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید.
4ـ «هُنَالِکَ ابتُلِیَ المُؤمِنُونَ وَ زُلزِلُوا زِلزَالاً شَدِیدًا» [احزاب: 11]
ترجمه: در آن جا مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند.
عمومیت امتحان الهی از نظر اسباب و عوامل
کثرت و گستردگی اسباب و عوامل آزمایش به حدی است که نمی توان آمار مشخصی برای آن ذکر نمود. اما به طور خلاصه می توان گفت هر که به نحوی با شئون ارادی انسان در ارتباط است و در انتخاب و گزینش انسان مؤثر است، می تواند از عوامل آزمایش به شما رود.
در آیات قرآن نیز، کثرت و وسعت عوامل ابتلاء با تعبیرات مختلف بیان شده است:
1ـ «وَ هُوَ الَّذِی جَعَلَکُم خَلَائِفَ الأَرضِ وَ رَفَعَ بَعضَکُم فَوقَ بَعضٍ دَرَجَاتٍ لِیَبلُوَکُم فِی مَا آتَاکُم» [انعام: 165]
ترجمه: او کسی است که شما را جانشینان (و نمایندگان) خود در زمین ساخت، و درجات بعضی از شما را بالاتر از بعضی دیگر قرار داد تا شما را به وسیله آنچه در اختیار تان قرار داده بیازماید.
کلمه (ما) در آخر آیه شامل همه نعمت های مادی و معنوی می شود.
2ـ «وَ لَنَبلُوَنَّکُم بِشَیءٍ مِنَ الخَوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الأَموَالِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَرَاتِ» [بقره: 155]
ترجمه: قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می کنیم.
3ـ «إِنَّا جَعَلنَا مَا عَلَی الأَرضِ زِینَةً لَهَا لِنَبلُوَکُم أَیُّهُم أَحسَنُ عَمَلاً» [کهف: 7]
ترجمه: ما آن چه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم تا آن ها را بیازماییم کدامینشان بهتر عمل می کنند.
ابزار آزمایش
بعضی از ابزار آزمایش و امتحان این ها بوده اند:
1ـ تعداد مأموران دوزخ
ماموران دوزخ را جز فرشتگان (عذاب) قرار ندادیم و تعداد آنها را جز برای آزمایش کافران معین نکردیم. [مدثر: 31]
2ـ کشتن پسران و زنده نگاه داشتن دختران توسط فرعونیان
«پسران شما را سر می بریدند و زنان شما را (برای کنیزی) زنده نگاه می داشتند، و در اینها آزمایش بزرگی از طرف پروردگارتان برای شما بود». [بقره: 49]
3 ـ اموال
4ـ فرزندان
«اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش هستند». [تغابن: 15]
5ـ ناقه قوم صالح
«ما (ناقه) را برای آزمایش آن ها فرستادیم». [قمر: 27]
6ـ مجسمه گوساله
«فرمود: ما قوم تو را بعد از تو آزمودیم و سامری آن ها را گمراه ساخت». [طه: 85]
7ـ نعمت های مادی
«و هرگز چشمان خود را به نعمت های مادی که به گروه هایی از آنان داده ایم میفکن، این ها شکوفه های زندگی دنیاست تا آنان را در آن بیازماییم». [طه: 131]
8ـ فقر و نداری
«و این چنین بعضی از آن ها را با بعض دیگر آزمودیم». [انعام: 53]
9ـ نعمت
«هنگامی که انسان را زیانی رسد ما را (برای حل مشکلش) می خواند، سپس هنگامی که از جانب خود به او نعمتی دهیم، می گوید: این نعمت را به خاطر کاردانی خودم به من داده اند. ولی این وسیله آزمایش (آنها)ست، اما بیشترشان نمی دانند». [زمر: 49]
و دیگر ابزاری که این مجال ذکر آنها را یارا نیست.
انسان مسلمان همواره در یک مبارزه بسیار قوی قرار دارد و می بایست یک چیزی را از دست داده و چیز دیگری به دست آورد و این خود بیانگر ایمان دار بودن است.
«عن مصعب بن سعد عن ابیه قال: قلت: یا رسول الله! ای الناس أشد بلاء؟ قال: الانبیاء ثم الامثل فالامثل یبتلی الرجل علی حسب دینه فان کان دینه صلبا اشتد بلاؤه و ان کان فی دینه رقة ابتلاه الله علی حسب دینه فما یبرح البلاء بالعبد حتی یمشی علی الارض و ما علیه خطیئة.
در حقیقت انبیاء در راه دین خداوند تبارک و تعالی بسیار مشکلات را دیده اند و مورد امتحان الهی قرار گرفته اند.
در واقع مسلمانی که در زندگی مشکلات نداشته باشد، و مورد امتحان قرار نگیرد سعادت را به راحتی به دست نخواهد آورد.
خداوند تبارک و تعالی همه را مورد امتحان قرار می دهد و می بایست ما همت پیروزی در این امتحان را در خود بپرورانیم.
اگر بخواهیم با عزت زندگی کرده و مورد رحمت الله قرار بگیریم باید دین را به خوبی یاد بگیرم و در پرتو دستورات واضح آن زندگی را سپری نماییم.
فهم نسبت به دین باعث می گردد که به خوبی به آن عمل گردد.
در حقیقت اولین وسیله فهم، عزت و شایستگی علم و علم در اسلام از جایگاه بخصوصی برخوردار است.
چرا که خداوند تبارک و تعالی در این زمینه انسان را بسیار تشویق نموده است.
پس تغییر به واسطه علم می آید و پیروی از احکام خداوند تبارک و تعالی نیز به وسیله علم می آید.
و انسانی که از اوامر خداوند روی می گردانند آنها در حقیقت واقعیت و حقیقت را ندانسته اند و علم واقعی ندارند.
اولین وسیله برای تغییر در روند زندگی و تعمیل احکام خداوند تبارک و تعالی فهم درست دین است.
انسانی که فهم درست دین را کسب کرده باشد بدون کدام قید و شرط در اوامر خداوند تبارک و تعالی سر تسلیم را فرود خواهد آورد.
Responses