اخلاق جمعه
اخلاقِ جمعه؛
آیا عبادت ما در رفتارمان با مردم دیده میشود؟
از صفوف نماز جمعه تا میدان زندگی؛
آیا عبادت ما توانسته است اخلاق ما را تغییر دهد؟
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی خیر الانبیاء و المرسلین!
به نام خداوندی که بندگانش را به عبادت فراخواند تا پاکتر زندگی کنند، مهربانتر باشند و باری از دوش یکدیگر بردارند.
۱. جمعه میآید؛ اما آیا ما نیز تغییر میکنیم؟
جمعه از راه میرسد.
مسجدها آرامآرام پر میشوند. صدای اذان در فضا میپیچد. مردان، با لباسهای پاکیزه و چهرههایی که گاه از خستگی روزگار حکایت دارد، به سوی خانههای خدا میروند. بعضیها زودتر میرسند، قرآن میخوانند، ذکر میگویند و در انتظار آغاز خطبهها مینشینند.
لحظاتی بعد، صفها منظم میشوند. شانهها کنار هم قرار میگیرند و انسانهایی از طبقات مختلف جامعه، در کنار یکدیگر به نماز میایستند؛ ثروتمند و فقیر، صاحبمنصب و کارگر، استاد و شاگرد، پیر و جوان.
در آن لحظه، همه در برابر پروردگار ایستادهاند.
اما پرسشی وجود دارد که شاید کمتر به آن فکر میکنیم:
وقتی نماز جمعه تمام میشود و از مسجد بیرون میآییم، چه چیزی از این عبادت با ما به خانه، بازار، محل کار و روابط اجتماعیمان میآید؟
آیا فقط لباسهایمان تمیزتر شدهاند، یا دلهایمان نیز از کینه پاکتر شدهاند؟
آیا فقط در صف نماز، شانهبهشانه دیگران ایستادهایم، یا در زندگی نیز حاضر هستیم باری از دوش آنان برداریم؟
آیا در برابر خداوند سر بر خاک گذاشتهایم، اما در برابر بندگان او همچنان گرفتار غرور و خودبرتربینی هستیم؟
آیا هنگام دعا از خداوند آمرزش خواستهایم، اما هنوز حاضر نیستیم از انسانی که با زبان خود آزردهایم، عذرخواهی کنیم؟
این پرسشها برای متهمکردن کسی نیستند؛ برای بیدارکردن خود ما هستند.
زیرا چهبسا انسانی سالها در نماز جمعه حاضر شود، اما هنوز فرصت نکرده باشد از خود بپرسد که عبادتهایش چه اندازه در رفتار او اثر گذاشتهاند.
جمعه فقط روز رفتن به مسجد نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به خویشتن، بازنگری در رفتار و تصمیمگرفتن برای انسانی بهترشدن.
۲. عبادت برای چیست؛ فقط انجام وظیفه یا ساختن انسان؟
ما نماز میخوانیم، روزه میگیریم، قرآن تلاوت میکنیم و در مراسم دینی شرکت میورزیم. همه اینها از مهمترین اعمال بندگیاند؛ اما نباید فراموش کنیم که دین تنها مجموعهای از اعمال ظاهری نیست که آنها را انجام دهیم و سپس از تأثیرشان بر زندگی خود بینیاز باشیم.
عبادت باید در انسان اثر بگذارد.
قرآن کریم درباره نماز میفرماید:
Tإِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَىٰ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِS
یعنی: بهدرستی که نماز از کارهای زشت و ناپسند بازمیدارد.
این آیه، یکی از مهمترین پیوندهای عبادت و اخلاق را بیان میکند. نماز، در کنار آنکه عبادتی با ارکان و شرایط مشخص است، باید در تربیت انسان و بازداشتن او از زشتیها نیز نقش داشته باشد.
کسی که نماز میخواند، باید پیوسته بکوشد دروغگویی را کنار بگذارد، از ظلم بپرهیزد، زبانش را از آزار دیگران نگه دارد و در برابر حقوق مردم مسئولانه رفتار کند.
البته این سخن به معنای آن نیست که هرکس هنوز گرفتار خطایی است، نماز او بیارزش یا بیاثر است. انسانها در مسیر اصلاح، درجات متفاوتی دارند و گاهی مبارزه با یک عادت نادرست، سالها تلاش میطلبد.
سخن بر سر این است که عبادت نباید بهانهای برای رضایت از خویشتن باشد؛ باید انگیزهای برای اصلاح خویشتن شود.
اگر نماز میخوانیم، باید برای ترک دروغ نیز تلاش کنیم.
اگر روزه میگیریم، باید با خشم و بدزبانی خود نیز مبارزه کنیم.
اگر قرآن میخوانیم، باید در روابط خود با مردم نیز به هدایت آن پایبند باشیم.
اگر به مسجد میرویم، باید از خود بپرسیم که آیا حضور ما در مسجد، ما را به انسانی امانتدارتر، مهربانتر، منصفتر و مسئولیتپذیرتر تبدیل کرده است؟
دین نمیخواهد انسان در مسجد چهرهای زیبا و در خانه چهرهای خشن داشته باشد. نمیخواهد در حضور مردم از تقوا سخن بگوید، اما در غیاب آنان حقوقشان را نادیده بگیرد.
هدف این نیست که فقط ظاهر زندگی ما رنگ عبادت بگیرد؛ هدف این است که عبادت، روح زندگی ما را نیز دگرگون کند.
۳. تلخترین تناقض؛ در مسجد مؤمن، در خانه آزاردهنده!
گاهی باید از مسجد بیرون بیاییم و به خانه خود نگاه کنیم؛ زیرا چهبسا نزدیکترین انسانها به ما، بهتر از هرکس دیگری میدانند که عبادتهای ما چه اندازه در اخلاقمان اثر گذاشته است.
ممکن است مردی در نماز جمعه حاضر شود، با آرامش به خطبهها گوش دهد و در پایان، دستهایش را برای دعا بلند کند؛ اما همین مرد وقتی به خانه برمیگردد، با کوچکترین اشتباه فرزندش فریاد بزند، سخن همسرش را نشنود، خستگی او را نادیده بگیرد و اعضای خانواده را با کلمات تلخ بیازارد.
ممکن است زنی به عبادت پایبند باشد، اما در برخورد با عروس، داماد، همسایه یا خویشاوند خود، از تحقیر و سرزنش دریغ نکند.
ممکن است کسی در مسجد از عدالت سخن بگوید، اما در محیط کار، حق کارمند زیردست خود را نادیده بگیرد.
ممکن است شخصی در مجلس دینی از امانتداری سخن بگوید، اما در معامله، عیب کالا را پنهان کند یا با وعدههای دروغین، اعتماد دیگران را به دست آورد.
این تناقض دردناک است؛ نه به این دلیل که انسانها باید بیخطا باشند، بلکه به این دلیل که گاهی میان آنچه به زبان میگوییم و آنچه در زندگی انجام میدهیم، فاصلهای عمیق ایجاد میشود.
چه سودی دارد که دیگران ما را در مسجد با احترام ببینند، اما خانواده ما در خانه از تندی زبانمان رنج ببرند؟
چه سودی دارد که مردم ما را اهل عبادت بدانند، اما همکارانمان از بیانصافی ما شکایت داشته باشند؟
چه سودی دارد که در جمع، از اخلاق اسلامی دفاع کنیم، اما هنگام اختلاف، نخستین چیزی که قربانی میشود، همان اخلاق باشد؟
البته نباید با دیدن خطاهای خود، از رحمت خداوند ناامید شویم. راه اصلاح همیشه باز است. اما باید شجاعت داشته باشیم که میان دینداریِ ادعایی و دینداریِ منعکسشده در رفتارمان فاصلهای را که وجود دارد، ببینیم.
گاهی نخستین قدم تکامل اخلاقی، نه افزودن سخنی تازه به دانستههای ما، بلکه پذیرفتن حقیقتی تلخ درباره رفتار خود ماست.
۴. خانواده؛ نخستین جایی که حقیقت اخلاق ما آشکار میشود
برای شناخت اخلاق واقعی یک انسان، همیشه لازم نیست به سخنان او در مجالس عمومی گوش دهیم. گاهی کافی است از نزدیکترین افراد زندگیاش بپرسیم که با او چگونه زندگی میکنند.
آیا وقتی خسته است، حرمت دیگران را نگه میدارد؟
آیا وقتی خشمگین میشود، میتواند زبان خود را کنترل کند؟
آیا اگر همسرش با او اختلاف نظر داشته باشد، به سخنانش گوش میدهد یا فوراً او را تحقیر میکند؟
آیا فرزندانش در کنار او احساس امنیت میکنند یا همیشه از اشتباهکردن و واکنش او میترسند؟
آیا در خانه، فقط خودش حق سخنگفتن دارد یا دیگران نیز میتوانند بدون ترس، احساسات و مشکلاتشان را بیان کنند؟
این پرسشها اهمیت دارند؛ زیرا اخلاق، بیش از آنکه در لحظات رسمی آشکار شود، در برخوردهای روزمره و تکراری خود را نشان میدهد.
پیامبر اکرم= درباره رفتار نیک با خانواده، معیار روشنی به دست دادهاند:
«خَيْرُكُمْ خَيْرُكُمْ لِأَهْلِهِ، وَأَنَا خَيْرُكُمْ لِأَهْلِي».
یعنی: بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهتر باشد، و من برای خانوادهام از همه شما بهترم.
این سخن پیامبر=، ما را متوجه حقیقتی مهم میسازد: اخلاق نیک نباید فقط برای کسانی باشد که میخواهیم نظرشان را جلب کنیم. انسان مؤمن باید بکوشد با کسانی که بیشترین ارتباط را با او دارند نیز با مهربانی و انصاف رفتار کند.
گاهی ما برای مهمان، لبخند داریم؛ برای همکار، احترام؛ برای افراد بانفوذ، کلمات سنجیده؛ اما برای اعضای خانواده، تندی، بیحوصلگی و سکوتهای آزاردهنده.
چرا؟
چرا گاهی با غریبهای که فقط چند دقیقه او را میبینیم، بهتر از انسانی رفتار میکنیم که سالها در کنار ما زندگی کرده است؟
چرا تحمل اشتباه یک دوست برای ما آسان است، اما اشتباه فرزند خود را تحمل نمیکنیم؟
چرا از دیگران انتظار داریم شرایط ما را درک کنند، اما خودمان حاضر نیستیم خستگی و فشارهای آنان را ببینیم؟
شاید چون گاهی به اشتباه تصور میکنیم نزدیکان ما همیشه در کنارمان خواهند ماند و لازم نیست برای حفظ حرمت و محبتشان تلاش کنیم.
اما محبت نیز به مراقبت نیاز دارد؛ همانگونه که یک گیاه بدون آب، بهتدریج پژمرده میشود، روابط خانوادگی نیز بدون احترام، توجه و مهربانی آسیب میبینند.
جمعه میتواند فرصتی باشد برای آنکه به خانه بازگردیم و با خود عهد کنیم که از امروز، خانواده ما تنها شاهد خستگیها و فشارهای زندگی ما نباشد؛ بلکه طعم آرامش، محبت و اخلاق نیک ما را نیز بچشد.
شاید یکی از زیباترین آثار یک نماز جمعه، لبخندی باشد که پس از بازگشت به خانه به چهره فرزند خود میبخشیم؛ یا عذرخواهی صادقانهای باشد از همسری که بارها او را با سخنی تلخ آزردهایم.
۵. حقالناس؛ زخمی که با یک استغفار ساده نباید فراموش شود
در زندگی، گاهی انسان از خطایی که در برابر خداوند انجام داده است، پشیمان میشود و با امید به رحمت او توبه میکند. این امید، بخش مهمی از ایمان است.
اما در کنار مسئولیت انسان در برابر خداوند، مسئولیت او در برابر بندگان خدا نیز قرار دارد.
ممکن است با زبان خود آبروی کسی را برده باشیم.
ممکن است درباره انسانی غیبت کرده باشیم که در جمع حضور نداشته است.
ممکن است حق کارگری را به تأخیر انداخته باشیم، پول کسی را نپرداخته باشیم، در معاملهای انصاف را رعایت نکرده باشیم یا با وعدهای دروغین، امید کسی را به بازی گرفته باشیم.
ممکن است با یک تهمت، رابطهای را خراب کرده باشیم؛ با یک تمسخر، اعتمادبهنفس انسانی را شکسته باشیم؛ یا با بیتوجهی، کسی را در سختترین لحظه زندگیاش تنها گذاشته باشیم.
سپس روز جمعه فرا میرسد.
به مسجد میرویم، نماز میخوانیم، استغفار میکنیم و از خداوند میخواهیم گناهان ما را ببخشد.
همه اینها خوب و ضروریاند؛ اما اگر حق کسی را پایمال کردهایم، آیا نباید برای جبران آن نیز قدمی برداریم؟
پیامبر اکرم= درباره کسی که واقعاً ورشکسته است، پرسشی تکاندهنده مطرح کردند. در حدیث صحیح مسلم آمده است که از اصحاب پرسیدند: آیا میدانید ورشکسته کیست؟ سپس توضیح دادند که ورشکسته حقیقی از امت، کسی است که با نماز، روزه و زکات میآید، اما در دنیا به دیگران دشنام داده، تهمت زده، مال کسی را خورده، خون کسی را ریخته یا دیگری را زده است؛ پس از حسنات او به کسانی که به آنان ظلم کرده، داده میشود و اگر حسناتش پیش از ادای حقوق تمام شود، از گناهان آنان برداشته شده و بر او گذاشته میشود. (صحیح مسلم، حدیث ۲۵۸۱)
این حدیث به معنای بیارزشبودن نماز و روزه نیست؛ بلکه هشداری جدی درباره خطر پایمالکردن حقوق مردم است.
ما گاهی از زیان مالی میترسیم، از دستدادن اعتبار اجتماعی را دشوار میدانیم و برای حفظ موقعیت خود تلاش فراوان میکنیم؛ اما آیا به اندازه همین نگرانیها، از ضایعشدن حسنات و مسئولیت اخلاقی خود در برابر دیگران نیز نگران هستیم؟
اگر با زبان خود قلب انسانی را شکستهایم، چرا فقط در خلوت از خداوند عذر میخواهیم، اما برای عذرخواهی از آن انسان قدمی برنمیداریم؟
اگر مالی از کسی بر عهده ماست، چرا بازپرداخت آن را به فردا میاندازیم؟
اگر به کسی تهمت زدهایم، چرا برای اصلاح سخن نادرست خود اقدام نمیکنیم؟
اگر با رفتارمان موجب رنجش کسی شدهایم، چرا غرور اجازه نمیدهد بگوییم: «من اشتباه کردم؛ مرا ببخش»؟
توبه حقیقی، در مواردی که حق مردم پایمال شده است، تنها به پشیمانی درونی محدود نمیشود؛ بلکه باید متناسب با نوع خطا، برای بازگرداندن حق، جبران خسارت یا اصلاح آسیبی که وارد کردهایم، تلاش کنیم.
البته شیوه جبران در همه موارد یکسان نیست و در مسائل پیچیده، بهویژه جایی که افشای موضوع ممکن است زیان بیشتری ایجاد کند، باید با آگاهی و مشورت درست عمل کرد.
اما اصل مهم این است که نباید از عبادت برای فرار از مسئولیتهای اخلاقی خود استفاده کنیم.
جمعه، روز خوبی برای آغاز این جبران است.
شاید لازم باشد پس از نماز، به کسی تلفن کنیم؛ شاید باید بدهی خود را بپردازیم؛ شاید باید سخن نادرستی را که درباره کسی گفتهایم، اصلاح کنیم؛ و شاید لازم باشد برای نخستین بار، غرور خود را کنار بگذاریم و از انسانی که آزردهایم، صادقانه عذرخواهی کنیم.
گاهی راه نزدیکشدن به خداوند، از اصلاح رابطهای میگذرد که ما با یکی از بندگان او خراب کردهایم.
۶. زبان ما؛ آیا پس از نماز جمعه پاکتر میشود؟
زبان، عضوی کوچک است؛ اما گاهی با همین عضو کوچک، بزرگترین زخمها را بر دل دیگران وارد میکنیم.
یک جمله میتواند انسانی را امیدوار سازد و جملهای دیگر میتواند او را تا مدتها گرفتار اندوه کند.
یک سخن میتواند اختلافی را پایان دهد و سخنی دیگر میتواند میان دو دوست، دو خانواده یا دو همکار دشمنی ایجاد کند.
با این حال، گاهی ما به آسانی سخن میگوییم و به دشواری به پیامدهای آن میاندیشیم.
در مسجد مینشینیم و به خطبههای اخلاقی گوش میدهیم؛ اما پس از خروج، ممکن است همان سخنانی را تکرار کنیم که آبروی دیگران را میبرد.
ممکن است غیبت کنیم و بگوییم: «من فقط حقیقت را گفتم».
ممکن است کسی را تحقیر کنیم و بگوییم: «من شوخی کردم».
ممکن است عیب دیگری را در جمع بازگو کنیم و ادعا کنیم که قصد ما اصلاح او بوده است.
اما آیا هر حقیقتی را باید در هر جمعی بیان کرد؟ آیا هر شوخیای مجاز است؟ آیا هر انتقادی، حتی اگر درست باشد، با هر شیوهای قابل بیان است؟
قرآنکریم میفرماید:
Tوَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًاS
یعنی: با مردم نیکو سخن بگویید.
این فرمان، ما را به چیزی فراتر از پرهیز از دروغ فرامیخواند؛ به نیکویی در گفتار، رعایت حرمت انسانها و انتخاب شیوهای شایسته برای ارتباط با آنان.
اخلاق زبان فقط این نیست که سخن دروغ نگوییم؛ بلکه باید بیاموزیم که چه وقت سخن بگوییم، چگونه سخن بگوییم و چه وقت سکوت کنیم.
گاهی بهترین کار این است که به جای پاسخ تند، چند لحظه سکوت کنیم.
گاهی لازم است پیش از نقل یک خبر، از درستی آن مطمئن شویم.
گاهی باید به جای تحقیر خطاکار، خطای او را محترمانه توضیح دهیم.
و گاهی باید از خود بپرسیم: آیا اگر همین سخن درباره من گفته میشد، آن را میپذیرفتم؟
بیایید این جمعه با خود عهد کنیم که زبانمان را نیز به مدرسه اخلاق ببریم.
پیش از غیبت، به یاد داشته باشیم که آبروی انسانها حرمت دارد.
پیش از تمسخر، به یاد بیاوریم که هیچکس دوست ندارد به خاطر ضعف یا اشتباهش تحقیر شود.
پیش از فریادزدن، به یاد آوریم که صدای بلند نشانه حقانیت نیست.
و پیش از پاسخدادن به کسی که ما را خشمگین کرده است، از خود بپرسیم: آیا این سخن مشکلی را حل میکند یا فقط زخمی تازه بر زخمهای گذشته میافزاید؟
شاید یکی از بزرگترین دستاوردهای نماز جمعه، این باشد که انسانی پس از خروج از مسجد تصمیم بگیرد دیگر با زبانش، آرامش و آبروی مردم را هدف قرار ندهد.
۷. اخلاق در معامله؛ وقتی ایمان باید در ترازو دیده شود
اخلاق اسلامی فقط در مسجد و خانه آزمایش نمیشود؛ بازار نیز یکی از میدانهای مهم آزمون اخلاق است.
آنجا که پول در میان است، گاهی حقیقت شخصیت انسان آشکارتر میشود.
آیا فروشنده هنگام معرفی کالا، عیب آن را نیز بیان میکند؟
آیا خریدار برای رسیدن به قیمت دلخواه خود، دروغ میگوید؟
آیا کارفرما دستمزد کارگر را بهموقع میپردازد؟
آیا کارمند در ساعت کاری، وظیفهای را که در برابر آن مزد میگیرد، درست انجام میدهد؟
آیا شریک تجاری، سود و زیان را منصفانه محاسبه میکند؟
آیا کسی که در مسجد از امانتداری سخن میگوید، در نگهداری مال دیگران نیز امانتدار است؟
قرآن کریم در سوره مطففین، کمفروشان را بهشدت هشدار میدهد؛ کسانی که هنگام گرفتن حق خود، آن را کامل میخواهند، اما هنگام دادن حق دیگران، از آن میکاهند.
این هشدار، تنها درباره کمکردن وزن کالا نیست؛ بلکه ما را به تأمل در یک رفتار عمومی فرامیخواند: چرا در گرفتن حق خود دقیق هستیم، اما هنگام ادای حق دیگران، گاهی به دنبال راهی برای کمکردن مسئولیت خود میگردیم؟
ما میخواهیم دیگران به وعدههایشان وفا کنند، اما آیا خودمان به وعدههای خود وفاداریم؟
میخواهیم مردم با ما صادق باشند، اما آیا خودمان در معامله صداقت داریم؟
میخواهیم دیگران وقت ما را تلف نکنند، اما آیا وقت و حق آنان را محترم میشماریم؟
میخواهیم کسی از موقعیت خود علیه ما استفاده نکند، اما آیا وقتی قدرتی در اختیار داریم، آن را وسیله فشار بر دیگران قرار نمیدهیم؟
ایمان هنگامی در زندگی اقتصادی معنا و اثر خود را آشکار میسازد که انسان در موقعیت سود و زیان نیز به اصول اخلاقی پایبند بماند.
آسان است که در مجلس از عدالت سخن بگوییم؛ دشوار آن است که هنگام تعارض عدالت با منفعت شخصی، عدالت را انتخاب کنیم.
آسان است که از امانتداری تعریف کنیم؛ دشوار آن است که وقتی کسی نمیتواند بر کار ما نظارت کند، باز هم امانتدار بمانیم.
و آسان است که روز جمعه از خداوند رزق حلال بخواهیم؛ اما باید در تمام روزهای هفته نیز برای بهدستآوردن آن، راه حلال را انتخاب کنیم.
اگر عبادت ما در رفتار اقتصادیمان اثری داشته باشد، دیگران باید بتوانند در معامله با ما، صداقت، انصاف و وفای به عهد را تجربه کنند.
۸. اخلاق در اختلاف؛ آیا فقط با همفکران خود مهربانیم؟
یکی از دشوارترین آزمونهای اخلاقی، برخورد با کسانی است که با ما اختلاف نظر دارند.
با کسی که دوستمان دارد، مهربانبودن دشوار نیست.
احترامگذاشتن به کسی که به ما احترام میگذارد، آسان است.
گذشت از کسی که با ما همنظر است، چندان دشوار نیست.
اما اخلاق واقعی ما در جایی آشکار میشود که کسی با ما مخالفت میکند، انتقادی از ما دارد یا مطابق انتظار ما رفتار نمیکند.
آیا در آن لحظه نیز انصاف را رعایت میکنیم؟
آیا میتوانیم بدون تحقیرکردن، از نظر خود دفاع کنیم؟
آیا حاضر هستیم بخشی از اشتباه خود را بپذیریم؟
آیا اگر در بحثی شکست بخوریم، حقیقت را میپذیریم یا با خشم، تمسخر و اتهام به طرف مقابل پاسخ میدهیم؟
گاهی دو نفر هر دو اهل نماز و روزهاند، اما اختلافی کوچک میان آنان به دشمنی طولانی تبدیل میشود.
گاهی دو خویشاوند به دلیل یک مسئله مالی، سالها با هم قطع رابطه میکنند.
گاهی دو دوست، بهجای گفتوگوی صادقانه، به بدگویی از یکدیگر روی میآورند.
و گاهی اختلافی که میتوانست با چند جمله محترمانه پایان یابد، به نزاعی تبدیل میشود که اعضای دو خانواده را نیز درگیر میسازد.
در چنین موقعیتهایی، پرسش مهم این نیست که چه کسی ادعای دینداری بیشتری دارد؛ پرسش این است که چه کسی میتواند در عین دفاع از حق خود، از مرزهای اخلاق عبور نکند.
البته اخلاق به معنای تسلیمشدن در برابر ظلم یا چشمپوشی از حق نیست. انسان میتواند قاطع باشد، از حقوق خود دفاع کند و در برابر بیعدالتی بایستد؛ بیآنکه به دروغ، تهمت، تحقیر و انتقامجویی متوسل شود.
بزرگی انسان تنها در رفتار او با دوستانش نیست؛ در شیوه برخورد او با مخالفانش نیز آشکار میشود.
بیایید این جمعه از خود بپرسیم: آیا میتوانیم با کسی که از او رنجیدهایم، منصفانه رفتار کنیم؟ آیا میتوانیم بدون آنکه از حق خود بگذریم، از ظلمکردن به او نیز پرهیز کنیم؟
این همان نقطهای است که اخلاق از شعار فراتر میرود و به قدرت واقعی شخصیت تبدیل میشود.
۹. چرا گاهی میان عبادت و اخلاق ما فاصله میافتد؟
اکنون پرسشی اساسی مطرح میشود: اگر دین ما را به راستگویی، عدالت، مهربانی و رعایت حقوق مردم دعوت میکند، چرا گاهی با وجود عبادت، همچنان در برخی رفتارهای نادرست گرفتار میمانیم؟
پاسخ همیشه یکسان نیست؛ زیرا انسانها، شرایط زندگی و ضعفهای اخلاقی آنان متفاوتاند. با این حال، چند عامل میتوانند در این فاصله نقش داشته باشند.
نخست:
عادتکردن به عبادت بدون محاسبه نفس
گاهی عملی را سالها تکرار میکنیم، اما کمتر درباره تأثیر آن بر رفتارمان میاندیشیم.
به مسجد میرویم، نماز میخوانیم و به خانه بازمیگردیم؛ بیآنکه از خود بپرسیم امروز چه چیزی را باید اصلاح کنیم.
عبادت، همچنان ارزش و جایگاه خود را دارد؛ اما محاسبه نفس میتواند به ما کمک کند که از فرصتهای معنوی برای شناخت و اصلاح ضعفهای خود بهره بگیریم.
دوم: توجیهکردن اشتباهات خود
انسان گاهی برای خطای خود، دلیلهای فراوان میسازد.
میگوید: «من عصبانی بودم».
میگوید: «او خودش باعث شد».
میگوید: «همه همین کار را میکنند».
میگوید: «من قصد بدی نداشتم».
ممکن است برخی از این توضیحات بخشی از واقعیت باشند؛ اما هیچکدام بهتنهایی مسئولیت ما را در برابر آثار رفتارمان از میان نمیبرند.
اگر خسته بودهایم، میتوانیم خستگی خود را مدیریت کنیم.
اگر عصبانی بودهایم، میتوانیم برای کنترل خشم تلاش کنیم.
اگر اشتباه کردهایم، میتوانیم آن را بپذیریم و برای جبرانش قدم برداریم.
رشد اخلاقی از جایی آغاز میشود که بهجای یافتن بهانه برای رفتار نادرست، به دنبال راهی برای اصلاح آن باشیم.
سوم: توجه بیش از اندازه به ظاهر دینداری
گاهی انسان بیش از آنکه نگران اصلاح درون خود باشد، نگران تصویری است که دیگران از او دارند.
میخواهد مردم او را متدین، محترم، دانا و اخلاقی بدانند؛ اما ممکن است در خلوت، به ضعفهای رفتاری خود توجه کافی نکند.
در چنین حالتی، ظاهر دینداری به موضوعی برای نمایش تبدیل میشود، در حالی که اصلاح شخصیت به حاشیه میرود.
راه درست این است که از خود بپرسیم: اگر هیچکس رفتار مرا نبیند، آیا باز هم به امانتداری، عدالت و راستگویی پایبند خواهم بود؟
چهارم: فراموشکردن حقوق دیگران در برابر خواستههای خود
گاهی خواستههای شخصی ما چنان پررنگ میشوند که رنج و نیاز دیگران را نمیبینیم.
میخواهیم حرف خود را به کرسی بنشانیم، حتی اگر دیگری را تحقیر کنیم.
میخواهیم سود بیشتری به دست آوریم، حتی اگر حق شریک خود را نادیده بگیریم.
میخواهیم آرامش داشته باشیم، اما برای آسایش دیگران تلاشی نمیکنیم.
اینجاست که باید از خود بپرسیم: آیا اخلاق ما فقط تا جایی پابرجاست که با خواستههای ما تعارض پیدا نکند؟
اخلاق زمانی ارزش خود را آشکار میکند که برای رعایت آن، ناچار شویم از بخشی از خودخواهی، منفعتطلبی یا غرورمان بگذریم.
۱۰. جمعه؛ فرصتی برای آشتی با انسانها
تصور کنید این جمعه، پس از پایان نماز، تصمیم بگیریم فقط یک رفتار خود را اصلاح کنیم.
نه اینکه یکباره ادعا کنیم تمام ضعفهای اخلاقی ما پایان یافته است؛ بلکه یک قدم کوچک، صادقانه و عملی برداریم.
اگر مدتی است با یکی از خویشاوندان خود قهر هستیم، برای پایاندادن به کدورت قدمی برداریم؛ البته اگر این ارتباط برای ما امن است و موجب تداوم آسیب نمیشود.
اگر با همسر یا فرزند خود تند برخورد کردهایم، از او عذرخواهی کنیم.
اگر بدهی کسی را داریم، برای پرداخت آن برنامه مشخصی ترتیب دهیم.
اگر در جمعی درباره کسی سخن نادرستی گفتهایم، در حد لازم سخن خود را اصلاح کنیم.
اگر کارگری منتظر دستمزد خود است، حقش را به تأخیر نیندازیم.
اگر کسی از ما راهنمایی میخواهد، با حوصله به سخنش گوش دهیم.
اگر انسانی در کنار ما از اندوهی رنج میبرد، بهجای قضاوتکردن، لحظاتی برای شنیدن حرفهایش وقت بگذاریم.
گاهی تحول اخلاقی از تصمیمهای بزرگ آغاز نمیشود؛ از کارهای کوچکی شروع میشود که هر روز تکرار میکنیم.
یک عذرخواهی صادقانه.
یک وعده وفاشده.
یک حق بازگرداندهشده.
یک سخن نادرست که دیگر تکرار نمیشود.
یک خشم که مهار میشود.
یک انسانی که بهجای تحقیر، مورد احترام قرار میگیرد.
و یک خانواده که بهجای ترس و تنش، طعم آرامش را تجربه میکند.
شاید ما نتوانیم در یک روز تمام ضعفهای اخلاقی خود را اصلاح کنیم؛ اما میتوانیم اجازه ندهیم یک هفته دیگر نیز بدون هیچ قدمی در مسیر اصلاح بگذرد.
جمعه میتواند نقطه آغاز باشد؛ روزی برای بازنگری در گذشته و تصمیمگرفتن درباره آینده.
۱۱. یک برنامه عملی برای تکامل اخلاقی در روز جمعه
اگر میخواهیم این بحث فقط به خواندن یک مقاله محدود نشود، میتوانیم آن را به برنامهای ساده برای زندگی خود تبدیل کنیم.
پیش از نماز جمعه: پنج دقیقه با خود خلوت کنیم
از خود بپرسیم:
- در هفته گذشته، با کدام رفتارم کسی را آزردهام؟
- آیا حقی از کسی بر عهده من مانده است؟
- آیا در معامله، سخن یا وعدهای از انصاف فاصله گرفتهام؟
- آیا در خانه، با خانوادهام چنان رفتار کردهام که شایسته است؟
- کدام عادت اخلاقی را باید از همین امروز اصلاح کنم؟
قرار نیست برای این پرسشها پاسخهایی زیبا و نمایشی پیدا کنیم. مهم این است که با خودمان صادق باشیم.
هنگام خطبه و نماز: به مسئولیت خود بیندیشیم
هنگام حضور در مسجد، به یاد داشته باشیم که دینداری تنها به رابطه فردی ما با خداوند محدود نیست؛ مسئولیت ما در برابر بندگان او نیز اهمیت دارد.
سخنان دینی را فقط برای ارزیابی دیگران نشنویم. از خود بپرسیم که هر توصیه اخلاقی، چه پیوندی با رفتار و زندگی ما دارد.
پس از نماز: یک اقدام واقعی انجام دهیم
یک رفتار را انتخاب کنیم و برای اصلاح آن قدم برداریم.
اگر باید عذرخواهی کنیم، عذرخواهی کنیم.
اگر باید حقی را بازگردانیم، برای بازگرداندن آن اقدام کنیم.
اگر باید سخنی را متوقف کنیم، از همان امروز مراقب زبان خود باشیم.
اگر باید رابطهای را اصلاح کنیم، راه درست و امنی برای آن بیابیم.
در طول هفته: اخلاق خود را به جمعه محدود نکنیم
اخلاق اسلامی مخصوص روز جمعه نیست. جمعه فرصتی برای یادآوری و تجدید عهد است، اما آزمون اصلی در روزهای عادی زندگی ادامه مییابد.
هنگام عصبانیت، هنگام معامله، هنگام اختلاف خانوادگی، هنگام برخورد با زیردستان و هنگامی که کسی ما را نمیبیند، فرصت تمرین اخلاق فراهم است.
شب جمعه بعد: دوباره خود را ارزیابی کنیم
از خود بپرسیم:
آیا توانستم رفتار مورد نظر را اصلاح کنم؟
اگر موفق نشدم، چه چیزی مانع شد؟
آیا به برنامه تازهای نیاز دارم؟
آیا باید از کسی کمک یا راهنمایی بگیرم؟
اگر لغزیدیم، نباید ناامید شویم. اصلاح اخلاق، فرایندی تدریجی است. مهم این است که اشتباه خود را انکار نکنیم، مسئولیت آن را بپذیریم و دوباره برای بهترشدن تلاش کنیم.
اینگونه، جمعه از یک مناسبت هفتگی فراتر میرود و به نقطهای برای ارزیابی و پیشرفت اخلاقی تبدیل میشود.
۱۲. جمعهای که پس از آن، انسانی بهتر باشیم
بیایید این جمعه را فقط با لباس پاکیزه، حضور در مسجد و شنیدن خطبهها به پایان نرسانیم؛ بلکه از خود بپرسیم که چه چیزی در درون ما باید تغییر کند.
شاید لازم باشد از غرور خود کم کنیم.
شاید باید زبانمان را از زخمزدن به دیگران بازداریم.
شاید باید به همسر و فرزندانمان فرصت بیشتری برای سخنگفتن بدهیم.
شاید باید از تحقیر کارگران، زیردستان یا کسانی که موقعیت اجتماعی پایینتری دارند، دست برداریم.
شاید باید به وعدهای وفا کنیم که مدتهاست آن را به تعویق انداختهایم.
شاید باید حق کسی را بپردازیم.
و شاید باید بپذیریم که در بخشی از زندگی، اشتباه کردهایم و برای اصلاح آن به شجاعت نیاز داریم.
به یاد داشته باشیم که هیچکس با یک خطا برای همیشه از مسیر اصلاح خارج نمیشود؛ همانگونه که هیچکس صرفاً با انجام یک عمل نیک، از تلاش برای بهترشدن بینیاز نمیگردد.
ما انسانیم؛ گاهی درست عمل میکنیم و گاهی میلغزیم. مهم آن است که پس از لغزش، راه بازگشت را انتخاب کنیم و پس از هر فرصت معنوی، برای اصلاح زندگی خود قدمی برداریم.
اگر این جمعه نتوانستیم همه ضعفهای خود را کنار بگذاریم، دستکم یک ضعف را جدی بگیریم.
اگر نتوانستیم همه روابط آسیبدیده را اصلاح کنیم، دستکم برای اصلاح یک رابطه قدمی برداریم.
اگر نتوانستیم به همه نیازمندان کمک کنیم، دستکم رنج یک انسان را کاهش دهیم.
و اگر هنوز در مسیر اخلاق، فاصله زیادی با آنچه باید باشیم داریم، بهجای ناامیدی، حرکت را آغاز کنیم.
زیرا تکامل اخلاقی، رسیدن یکباره به کمال نیست؛ پیمودن پیوسته راهی است که در آن، انسان هر روز میکوشد از دیروز خود بهتر باشد.
سخن پایانی:
وقتی از مسجد بیرون میآییم، چه چیزی با ما میآید؟
جمعه میگذرد.
صفوف نماز جمعه پراکنده میشوند. مسجد خلوت میشود. مردم به خانهها، بازارها و محل کار خود بازمیگردند.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است:
آیا فقط از مسجد بیرون آمدهایم، یا با اخلاقی بهتر به زندگی بازگشتهایم؟
آیا دستی که برای دعا بلند کردیم، آماده است دستی را بگیرد که به کمک نیاز دارد؟
آیا زبانی که ذکر خداوند گفت، میتواند از غیبت و تحقیر دیگران نیز خودداری کند؟
آیا پیشانیای که در برابر پروردگار بر خاک گذاشتیم، در برابر حقیقت و عدالت نیز فروتن خواهد بود؟
آیا قلبی که از خداوند آمرزش خواست، برای بخشیدن دیگران و جبران خطاهای خود نیز آمادگی دارد؟
و آیا خانواده، همسایه، همکار و مردمی که در طول هفته با ما زندگی میکنند، از دینداری ما بهرهای از مهربانی، صداقت، انصاف و آرامش خواهند دید؟
بیایید کاری کنیم که جمعه فقط در تقویم ما زیبا نباشد؛ در رفتار ما نیز نشانی از زیبایی آن باقی بماند.
کاری کنیم که پس از نماز، همسرمان مهربانی بیشتری ببیند، فرزندمان امنیت بیشتری احساس کند، همسایهمان از ما آسودهتر باشد، همکارمان به صداقت ما اعتماد کند و کسی که با ما معامله میکند، از انصاف ما اطمینان داشته باشد.
کاری کنیم که مردم، پیش از آنکه از زبان ما درباره اخلاق اسلامی بشنوند، آن را در رفتار ما تجربه کنند.
شاید زیباترین اثر عبادت آن باشد که انسانی پس از آن، از آزار دیگران فاصله بگیرد؛ حقی را به صاحبش بازگرداند؛ قلبی را که شکسته است، ترمیم کند؛ و در جهانی که گاهی از بیرحمی رنج میبرد، اندکی مهربانی بیشتر بیافریند.
جمعه، روز بازگشت است؛ بازگشت به خداوند، بازگشت به مسئولیتهای فراموششده و بازگشت به انسانی که میتوانیم بهتر از گذشته باشیم.
پس این جمعه، پیش از آنکه از خود بپرسیم چه شنیدیم، از خود بپرسیم:
از این جمعه، چه چیزی در اخلاق ما تغییر خواهد کرد؟
یک عهد اخلاقی برای این جمعه
امروز با خود عهد میبندم که:
- پیش از قضاوتکردن، بیشتر بیندیشم.
- پیش از سخنگفتن، مراقب زبانم باشم.
- هنگام خشم، حرمت دیگران را نشکنم.
- در معامله و روابط اجتماعی، انصاف را بر منفعت ناعادلانه مقدم بدانم.
- اگر حقی از کسی بر عهده من است، برای جبران آن اقدام کنم.
- با خانوادهام چنان رفتار کنم که در کنار من احساس احترام و آرامش داشته باشند.
- و اگر اشتباه کردم، بهجای توجیه آن، مسئولیتش را بپذیرم و برای اصلاح آن تلاش کنم.
خدایا! عبادت ما را وسیله خودبرتربینی قرار مده؛ آن را راهی برای فروتنی، مهربانی، عدالت و اصلاح اخلاق ما بگردان. به ما توفیق بده که در برابر تو فروتن باشیم و در برابر بندگانت، منصف، امانتدار و مهربان بمانیم. آمین یا رب العالمین.
Responses